سنگرها

به وبسایت سنگر ها خوش آمدید

امر به معروف و نهی از منکر در اسلام جایگاه رفیع و ارزشمندی دارد که با انجام آن سعادت دنیا و آخرت انسان، تأمین می شود

به گزارش “سنگرها” وجوب امر به معروف و نهی از منکر مورد اتفاق همة فقها اسلام از شیعه و سنی است و مسلمین جهان نیز این دو را واجب می دانند بنابراین اصل وجوب از ضروریات دین است و آیات و روایات فراوانی بر وجوب این دو دلالت دارند. امام خمینی فرموده اند:

این دو از والاترین و شریف ترین واجبات می باشند و به وسیله اینها واجبات دیگر اقامه می گردد و وجوب این دو از ضروریات دین است و منکر آن در صورت توجه به لازمه انکار و ملزم شدن به آن از کافران خواهد بود.۱۲

امر به معروف و نهی از منکر همانند نماز و روزه، واجب است

امر به معروف و نهی از منکر در اسلام جایگاه رفیع و ارزشمندی دارد که با انجام آن سعادت دنیا و آخرت انسان، تأمین می شود

وجوب عقلی یا شرعی

در میان فقها، اختلاف نظر است که آیا وجوب این دو تنها از ادله شرعیه آیات و روایات استفاده می شود یا بیش از آنکه آیه و روایتی بر وجوب این دو حکم کند عقل آن را واجب می داند. شهور فقها، قائلند که وجوب این دو شرعی است و عقل به تنهایی حکم نمی کند که امر کردن مردم به خوبیها و نهی کردن آنان از بدیها واجب است. در مقابل جماعتی فرموده اند وجوب امر به معروف و نهی از منکر عقلی است و نیازی به دلیلی از شرع نیست و ادله رسیده از شرع مقدس در واقع تأکیدی بر حکم عقل است. شیخ طوسی،۱۳ علامه حلّی،۱۴ فاضل مقداد،۱۵ شهید اول و دوم۱۶ و حضرت امام خمینی۱۷ از کسانی هستند که وجوب این دو را عقلی می دانند.

بدیهی است عقل حکم می کند که هدایت دیگران به خوبی و بازداشتن آنها از بدی پسندیده و نیکو است. به گفته شاعر:

اگر بینی که نابینا به چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است

چون اگر در برابر اعمال دیگران بی تفاوت باشیم و آنها را از گناه جلوگیری نکنیم ضرر و زیان گناه متوجه ما هم خواهد شد زیرا برخی از گناهان و مفاسد اخلاقی همانند آتش است که اگر خاموش نشود به جاهای دیگر سرایت می کند و به همه چیز آسیب می رساند.

در روایتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیده وجوب عقلی تأیید می شود آن حضرت فرموده است:

یک فرد گنه کار در میان جامعه همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند در جواب بگوید من در سهم خود تصرف می کنم. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند طولی نمی کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و یک باره همگی در دریا غرق می شوند. ۱۸

وجوب عینی یا کفائی

واجب عینی واجبی است که بر یکایک افراد واجب است آن را انجام دهند و با اقدام جماعتی تکلیف از دیگران ساقط نمی شود مانند نماز و روزه.

واجب کفایی واجبی است که تکلیف در اول متوجه همه مکلفین شده است لکن اگر عده ای آن را انجام دهند از دیگران ساقط است مانند غسل میّت و کفن و دفن او.

جماعتی از فقها فرموده اند وجوب امر به معروف و نهی از منکر عینی است و بر همه افراد واجب است که به این دو واجب اقدام کنند.

شیخ طوسی در کتاب نهایه۱۹ و الاقتصاد۲۰ و ابن حمزه در وسیله۲۱ و محقق کرکی در جامع المقاصد۲۲ فرموده اند قائل به وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر شده اند. در برابر این گروه مشهور فقها از جمله حضرت امام خمینی قائل به وجوب کفایی هستند. امام فرموده اند:

اقوی آن است که وجوب امر به معروف و نهی از منکر کفایی است. بنابراین اگر جماعتی به آن اقدام کنند که حکم الهی تحقق پیدا کند تکلیف از دیگران ساقط است وگرنه همه در صورتی که شرایط وجوب باشد ترک واجب کرده اند.۲۳

طرفداران هر دو عقیده ادلّه ای برای مدعای خود بیان کرده اند. مقتضی است ادله قائلین به وجوب کفایی را مورد بررسی قرار دهیم.

مستند قائلین به وجوب کفایی

نخستین دلیل قائلین به وجوب کفایی آن است که هدف از امر به معروف و نهی از منکر آن است که واجبات انجام گیرد و محرمات ترک شود بنابراین هنگامی که فرد یا افرادی واجبی را ترک کنند چنانچه عدّه ای آنان را به انجام آن واجب امر کنند تکلیف از سایرین ساقط است. در آنجا که منکری هم انجام می گیرد اگر جمعی برای ترک آن اقدام کنند تکلیفی متوجه دیگران نیست چون با انجام واجب یا ترک حرام جائی برای امر به معروف و نهی از منکر باقی نمی ماند و هدف حاصل شده است.

البته در آنجا که گروهی برای امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنند لکن توفیق پیدا نکنند که گناهکار را به انجام دستور الهی وادار نمایند وظیفه دیگران است که به کمک آنها بشتابند تا بتوانند از انجام گناه جلوگیری کنند در غیر این صورت همه گناهکارند و این نکته ای است که بسیاری از فقها از جمله حضرت امام به آن اشاره دارند. و می فرماید:

تا زمانی که معروف انجام نگرفته یا حرام ترک نشده اگر شرایط جمع باشد همه گناهکارند.

دلیل دوم، آیه شریفه:

«وَلْتَکُن مٍّنکُم امةُ یَدعُون الَی الخیرِ وَ یامُرونَ بالمعروفِ و ینهونَ عَنِ المُنکرِ و اولئکَ هُم المُفْلِحُون»

سوره آل عمران آیه ۱۰۴

بسیاری از مفسرین و فقها قائلند مِنْ در کلمه «منکم» تبعیضه است و دلیل بر کفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر است از جمله طبرسی در مجمع البیان۲۴ فاضل مقداد در کنزالعرفان۲۵ و اردبیلی در زبدة البیان.۲۶

زمخشری از مفسّرین اهل سنت می نویسد:

مِنْ، تبعیضه است زیرا امر به به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است و کسی صلاحیت دارد که به این دو واجب اقدام کند که معروف و منکر را بشناسد و به مراتب امر به معروف آشنا باشد زیرا جاهل چه بسا از معروف نهی کند و به منکر امر نماید.۲۷ بنابراین معنی آیه چنین می شود باید بعضی از شما این چنین باشید که دعوت کنید مردم را به نیکی ها و آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنید و آنها رستگارانند.

علامه طباطبائی فرموده اند:

بحث از اینکه کلمه مِنْ تبعیضه است یا بیانیه ثمره زیادی ندارد زیرا امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که اگر واجب باشد طبعاً واجب کفایی است زیرا بعد از آن که غرض حاصل شد و فردی به این وظیفه اقدام کرد معنی ندارد که بر سایر افراد نیز واجب باشد… بنابراین وظیفه امر به معروف مربوط به بعضی افراد است و خطابی که این وظیفه را تشریح می کند اگر متوجه همان بعض باشد که هیچ و اگر متوجه همه افراد باشد باز هم به اعتبار بعض است…

سپس فرموده:

ظاهر همین است که کلمه مِنْ، تبعیضه است.۲۸

بعضی فرموده اند:

آیه شریفه گرچه دلالت به وجوب کفایی به معنای اصطلاحی آن ندارد لکن هیچ گونه منافاتی با وجوب کفایی که از سایر ادله استفاده می شود ندارد. با توجه به این که در مورد امر به معروف و نهی از منکر هدف معلوم است که انجام حکم الهی باشد، بنابراین ممکن است گفته شود اقتضای وجوب کفایی تشکیل جماعتی است که متصدی امر به معروف و نهی از منکر شوند و تشکیل این مجتمع از وظایف جامعه اسلامی است زیرا خطاب در آیه «ولتکن منکم امة…» متوجه مجتمع اسلامی است بنابراین وظیفه آنان است که جماعتی قوی تشکیل دهند تا به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر اقدام نمایند.۲۹

بعضی از مفسرین نوشته اند:

امر به معروف و نهی از منکر دو مرحله دارد یکی مرحله فردی که هر کس موظّف است به تنهایی ناظر اعمال دیگران باشد و دیگری مرحله دسته جمعی که امتّی موظّفند برای پایان دادن به نابسامانیهای اجتماع دست به دست هم بدهند و با یکدیگر تشریک مساعی کنند. قسمت اول وظیفه عموم مردم است و چون جنبه فردی دارد طبعاً شعاع آن محدود به توانایی فرد است اما قسمت دوم شکل واجب کفایی به خود می گیرد و چون جنبه دسته جمعی دارد و شعاع قدرت آن وسیع است طبعاً از شئون حکومت اسلامی محسوب می شود.۳۰

می توان گفت مرحله فردی که به همه افراد جامعه مربوط می گردد در آنجا است که امر به معروف و نهی از منکر تنها زبانی باشد که همه موظفند دیگران را به نیکی ها دعوت و از بدیها و زشتیها نهی کنند امّا مرحله دوم که مربوط به قسم خاص است و از شئون حکومت اسلامی است مربوط به صورتی است که امر به معروف منجر به ضرب و جرح و جریمه و حبس می شود و آیه «و لتکن منکم» شامل این قسم دوم است و آیه «کنتم خیرامة» قسم اول است.

دلیل سوم، دلیل دیگری که می توان برای وجوب کفایی بیان کرد روایت معتبره ای است که معدة بن صدقه از امام صادق علیه السلام نقل کرده او می گوید:

از امام صادق علیه السلام سئوال شد آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه امت واجب است؟ حضرت فرمود: خیر. پرسیدند: چرا؟ فرمود: همانا این دو بر افراد قوی که دارای نفوذ کلام و عالم به معروف و منکر باشند واجب است نه بر افراد ضعیف که درست راه را تشخیص نداده اند. و حق را از باطل نمی شناسند و دلیل بر این کتاب خدای عزّ و جلّ است که فرموده: [ولتکن منکم اُمّة…] پس امر به معروف و نهی از منکر مختص جمع خاصی است نه همه امت چنان چه خداوند فرموده: از میان قوم موسی امتی هستند که دیگران را به حق هدایت می کنند و نفرموده: بر امت موسی و یا بر همه قوم موسی در حالی که بنی اسرائیل در آن روز امت های گوناگون بودند، و امت به یکی و بیشتر اطلاق می گردد.۳۱

البته بعضی از فقها بر استدلال به روایت برای وجوب کفایی ایراد کرده اند که درصدد بیان آن نیستم، آنچه از روایت استفاده می شود آن است که امر به معروف و نهی از منکر بر افرادی خاص واجب است نه همه مردم، به افرادی که امر و نهی آنان تأثیر داشته باشد و قدرت داشته باشند که فرد را به انجام واجب و ترک حرام وادار نمایند.۳۲

[admin]

لطفا متن درباره نویسنده را در وردپرس ، بخش شناسنامه کاربری تکمیل نمایید .

مقالات مرتبط
این دسته بندی نوشته دیگری ندارد!

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *